دلنوشته های شما

یه چیزایی هست که میخوای بگی ، اما نمیدونی چطوری ، یه چیزایی هست که میخوای بگی اما نمیدونی کجا ، یه چیزایی هست که میدونی باید بگی ، اما زبونت الکنه ، من اینجا رو گذاشتم واسه همین کار .
اما یواش یواش دیدم یه عده دیگه هم هستن که میخوان بگن… اتفاقا زبونشونم خیلی مثل من نیس …این شد که اسم اینجا رو گذاشتم ، دلنوشته های من و شما.
هر چی دلتون خواست با هر انشایی که دوس داشتین …بنویسین …بفرستین .
منتظرتونم…عمو فرید

درمان هوجکین با عشق واقعی

هدیه خداوند

سلام ؛ من ل.ب هستم . متولد ۱۴ تیر ماه .۱۳۶۱ از اواخر آذر ماه سال ۸۸ بعد از یه فعالیت فیزیکی شدید که منجر به گرفتگی ماهیچه هام شد، در حین ماساژ همراه پیروکسیکام اطراف گردنم نزدیک ترقوه سمت چپ یه دونه ریز کوچولوی خجالتی زیر دستهای خواهرم که داشت گردنم رو ماساژ میداد بهمون سلام کرد! درست ۸ ...

ادامه مطلب »

هدیه خداوند

هدیه خداوند

۱۵ سال پیش ، وقتی هانیه ( دخترم) را از شیر گرفتم ، هر از چند گاهی دردهای تیر کشنده ای را در سینه چپم احساس می کردم. همه می گفتند : علتش تجمع شیر است ، چون هانیه شیر مادر می خورد. چند باری هم به پزشک مراجعه کردم ، اما هر بار با مسکن جدیدی باز می گشتم ...

ادامه مطلب »

از پرستارم انتظار دارم…

شبکاری

به عنوان همراه بیمار سرطانی … از پرستارم انتظار دارم:     مطالب مرتبط: – هدیه خداوند (بهبود یافته از سرطان سینه) – تفسیر محدثه ای از سرطان – از ریزش مو نترسید – آداب سخن گفتن با بیمار سرطانی – درمان هوجکین با عشق واقعی چاپ مطلب

ادامه مطلب »

از ریزش مو نترسید

ریزش مو2

 *  پی نوشت : این یادداشت در مجله پارسی نامه به عنوان مطلب برگزیده انتخاب شد. که در همین جا به فاطمه عزیزم تبریک میگم و براش آرزوی سلامتی میکنم. مطالب مرتبط: – ریزش مو در بیماران سرطانی – هدیه خداوند (بهبود یافته از سرطان سینه) – تفسیر محدثه ای از سرطان – از پرستارم انتظار دارم – آداب سخن ...

ادامه مطلب »