image78

آمارها چه می گویند؟

یادش به خیر استاد حسینی تهرانی …استاد دوست داشتنی اپیدمیولوژی دانشگاه … که میگفت: اکثر شماها اپیدمیولوژی را نمی فهمید ، چون اپیدمیولوژی احتیاج به مخ دارد.

من به مزاح میگفتم: پس فایده این شبانی چیست؟

image78

اما حقیقت اینست که ما ایرانی ها علی رغم دانش کم در آمار… هم خوب آمار را دنبال میکنیم هم خیلی با اعتماد به نفس آمار میدهیم… حال من دیگه با صحیح یا غیر صحیح بودن آمارهای اعلامی مسوولین عزیز کاری ندارم…به فرمایشات استاد حسینی هم استناد نمی کنم… شاید در این سالها مسوولین مرتبط سواد آماری شان ارتقا یافته باشد…

اما همواره یکی از اولین سوالاتی که برای هر بیمار سرطانی مطرح می شود… اینست: چند در صد از بیماران مشابه من ، بهبود یافته اند؟

درک میکنم ! بیمار می خواهد بداند شانس بهبودی چقدر است؟

اما تخمین شانس بهبود ی از روی آمار یکی از اشتباهات فاحش است!

اجازه بدهید مثالی بزنم:

مثلا فرض کنیم شانس بهبودی در سرطانی ، ۹۰٪ باشد ، یعنی از هر ۱۰ نفر مبتلا ۹ نفر بهبود پیدا کنند.

حالا تصور کنید آقای احمدی بعنوان دهمین بیمار مبتلا به این سرطان وارد مطب شده است ، و ۹ نفر قبلی همکی بهبود یافته باشند.

آخی… طفلکی آقای احمدی … بعنوان بیمار دهم ….باید بمیرد.

خب ملاحظه میکنید … این نتیجه گیری صحیح نیست … شانس بهبودی آقای احمدی به این درصدها بستگی ندارد.

به میزان پیشرفت بیماری ، وضعیت سلامت عمومی ، روحیه و تلاش حقیقی بیمار برای بهبودی و نحوه مراقبت و درمانهای حرفه ای.

پس آمار به چه دردی می خورد؟

به شما اطمینان می دهم تا زمانی که شغل شما یک شغل مرتبط با پزشکی و سیاستهای کلان مملکتی نیست …به هیچ دردی … آمارها تنها به محققین و مسوولبن کمک می کند تا بتوانند در استراتژی های کلی یا تفسیر نتایج تحقیقات …تصمیم گیری نمایند و در یک فرد به تنهایی فاقد توانایی در تخمین نتایج هستند.

این جمله آخر رو یه با دیگه بخونید.

۴ دیدگاه

  1. به نظر من پزشکها به تنهایی کارساز نیستند. وقتی پزشک به تو میگه بین ۵۰ تا ۷۵ درصد با توجه به اندازۀ تومورت شانس زندگی داری، دل آدم خالی میشه. ولی وقتی این را به کسی که از روانشناسی و انسان شناسی سر در میاره بگی می گه: اوه این که شانس خیلی زیادیه و حتی در یک درصد هم احتمال زنده ماندن و خوب شدن هست. و خیلی به آماره توجه نکن و درمانت را با خیال راحت و توکل به خدا ادامه بده.

  2. البته منظورم پزشکهایی هستند که خیلی از اخلاق پزشکی بهره ندارند و متأسّفانه بیمار از لحظۀ ورودش به مطب اونها احساس می کنه به چشم یک شیء یا منبع درآمد یا موردی برای تکمیل آزمایشها به او نگاه می کنند ولاغیر. اون هم بیمارانی که هم اضطراب دارند وهم روند درمان و هزینه ها تا میزان امید به زندگی و… روی روح و روانشون اثر گذاشته.

    • بسیار ممنون

    • بله دقیقا درگیر همین مساله هستیم. دکتر مجربی که آمار کشوری داره پورت گذاشت واسه بچه داداشم.پورت رو عمیق گذاشت.جوری که بهمون گفتن دربچه قلب نمیتونه بسته شه. بعد از عمل ضربان قلب بچه یک سال و نه ماهه به ۲۰۰ خورده رسید. چندین ساعت بعد از عمل، تشنج کرد. که واضح بود مربوط به دریچه قلبش بود تشنج. اما دکتر زیر بار نرفت، یه انکولوژیست دیگه بهمون گفت که مال قلب و پورتش هست. بهمون گفتن تشنج مال مغزشه. سرطان احتمالا متاستاز داده. اگه بدونین چی سرمون آوردن. رفت اسکن، مشکلی نداشت. بعدش بخاطر داروی ضد تشنج قوی که می گرفت، خواب بود همش، بهمون گفتن فک نکنید اگه مایع نخاعی و اسکن مشکلی نداره. یعنی بچه مغزش سالمه.دقیقا عین همین جمله. بچه شما یا توده. یا ….. تو مغزش هست. زن داداشم غش کرد.مبعث حضرت محمد ص بود. ام آر ای عقب افتاد و ما تو برزخ. بعد سه روز انجام شد، نتیجه اونم اومد،مشکلی نبود.مجدد گفتن باید دکتر… ببینه. ما فقط اون رو قبول داریم، بعد نواز مغز، آخر به هیچ چیزی نرسیدن. فق، خواستن نگن که همکارمان پورت رو تو قلب بچه. گذاشت و اینطور ی باعث شد چقدر خلل تو روند درمانش ایجاد شه. الان هم بخاطر دوباره کاری شدن عمل پورتش، تو اتاق عمل یه عفونت گرفته. و یه آبسه تو ریه اش هست،
      اما اول و آخر خدا. بالاتر از خدا هیچ کس و هیچ چیزی نیست،

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

>